!! مدار صفر درجه!! |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
دوست داشتن و حس تملك
تا حالا به اين فكر كردين چرا اين چند وقته اخير اينقدر در مورد ايم موضوع،آدما و مخصوصا خانوما حساس شدن؟اصلا چرا اين موضوع به وجود اومده ؟بشر جماعت حالش اينه كاريشم نميشه كرد.هر چيز رو كه دوست داشته باشه ميخواد مالكش بشه.ولي اين موضوع در روابط دو نفر چه تاثيري ميگذاره؟ببينيد،بگذاريد منصف باشيم.شايد همه از اين تملكه يه جورايي خوشمون نياد و اون رو يه جور توهين نسبت به احساسمون بدونيم،اما مطمئننا يه گوشه هايي از اين حس رو هممون داريم هممون دوست داريم كه قسمت بيشتري از وجود طرف رو در تسخير خودمون داشته باشيم،بي برو برگرد!اساسا نميشه گفت همچين حسي كاملا مضر هست،ابدا.از يه جهت ميشه گفت تا يه حدش منطقي و معقول و حتي ضروري هست.يعني در يه رابطه كه از حد معمولي و سطحي فراتر رفته همچين حسي تكليف طرفين رو مشخص ميكنه .اينطوري كه طرفين با توحه به ميزان براورده شدن اين حس،تصميم ميگيرند كه چقدر براي رابطشون و طرفشون مايه بگذارند و تا چه حد ميتوانند پايه هاي اين رابطه رو محكم كنند.خوب اين خود به خود يه اعتماد به نفس بسيار با ارزش هم ميده كه براي بقا و ادامه رابطه خيلي مفيد هست اين طرف مثبت قضيه بود.
اين حس وقتي كه جنبه كاملا شخصي،بي منطق و كاملا يك طرفه پيدا ميكنه واقعا تبديل به يه عامل مضر ميشه در اي حالت پويايي احساس يك طرف تهديد ميشه و مالكيت شخص روي حسش دوست داشتنش و توجه كردنش زير سوال ميره و تهديد ميشه.در اين حالت هيچ كدوم از اون مزاياي مورد قبلي رو نميشه پيدا كردو يه طرف ميخواد تمام وجود و احساس طرف مقابل رو،خودخواهانه براي خودش داشته باشه.
و اين تيشه ايست بر ريشه هاي رابطه!
| لینک | یکشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٢ - saleh |
ديدگاه انتقادی
ديد منتقدانه داشتن خوبه و اصلا لازمه داشتن يك شخصيت پوياست،ولي اين ديدگاه رو كسي بايد داشته باشه كه به همه جوانب امر احاطه داشته باشه و يك قضيه رو بتونه از جهات مختلف سبك سنگين كنه.اينطوري ميشه انتظار داشت كه اين انتقاد،تمام ضعفو قوت يك مساله رو روشن كنه.ولي بهتر در مورد افرادي كه بيش از حد اين حس و ديد رو در خودشون پرورش دادن و نسبت به هر نابهنجاري واكنش نشون ميدن فكر كنيم.همچين افرادي ممكن هست كه خيلي بيشتر از بقيه بدونن ولي مهم اينه كه اگه با ديدن مشكلات بخاهند اعصاب خودشونو خورد كنند و كاري از دستشون هم بر نياد،اين وسط فقط خودشونو قرباني كردن و هيچ قدم مثبتي هم نتونستن بر دارند.
اين مساله وقتي بيشتر نمود ميكنه كه اطراف شخص رو افرادي پر كردن كه هيچ سنخيت و تناسب فكري با شخص ندارند.
(ادامه دارد)
| لینک | یکشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٢ - saleh |
در هزار توی روابط انساتها(۵)
باتبريك به مناسبت سال جديد و عرض پوزش خدمت خوانندگان عزيز به دليل دير به روز كردن.واما ادامه موضوع..اعتقاد به يك نوع پلورالسيم اخلاقی تا حد زيادي از ايجاد اختلاف كم ميكنه.اين اعتقاد كه به معني تكثر گرايي و قبول وجود انواع مختلف و گاه متضاد اخلاق هست نوعي از همزيستي مسالمت آميز رو به وجود مياره كه در اون اصطكاك هاي شديد كمتر به وجود مياد.البته اين تكثر گرايي و قبول تفاوت و حتي تضاد رو نميشه به اصول و پايه هاي اخلاقي تعميم داد.چون به هر حال اونها يه سري اصول ثابت و پذيرفته شده هستن.
البته مسلما در زندگي روزمره سطح روابط در اين حالت اصطكاكي نيست .بلكه يه جور سطح جاري براي ارتباطات وجود داره كه اغلب بين افراد برقراره.پس نبايد نگران اين بود كه در يك رابطه عادي هميشه بايد انتظار يك مشكل جديد رو داشت،اين اصلا با نفس زندگي اجتماعي و همزيستي مسالمت آميز جور در نمياد.
تفاوت جالبي كه عصرحاضر براي زندگي آدما با نسلهاي قبل بوجود آورده اينه كه افراد به هيچ وجه سعي در تطبيق نميكنند،يعني انقدر در مسائل مختلف غرق هستند كه بعضا حتي فرصت فكر كردن به اينجور چيزا رو ندارن.
شايد هم به خاطر اينه كه به هر حال كنشهاي ارتباطي در يك اجتماع انقدر زياد هست كه در هر صورت افرادي كه يه نوع و حالت خاص اخلاقي رو دارا هستند،دير يا زود كساني رو كه لا اقل به طور تقريبي همون شرايط و خصوصيات اخلاقي رو دارند پيدا ميكنند و ديگه نيازي به انجام تطابق و تحمل رو در مورد افرادي كه با اونها سنخيت زيادي ندارند نميبينند.
خوب اين براي خودش مساله قابل توجهي هست.
به عبارت ديگه هميت ارتباط و بر همكنش رفتاري بين افراد يه جامعه هست كه نظام فرهنگي و حتي فراتر از اين،نظام امنيتي و اقتصادي يك جامعه رو تشكيل ميده و به همين دليل آينده يك جامعه رو تحت تاثير قرار ميده.
| لینک | جمعه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٢ - saleh |

