!! مدار صفر درجه!! |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
در هزار توی روابط انسانها(۴)
كوتاه ترين راه!چرا ما فكر ميكنيم اغلب چيزاي خوب الان ديگه فقط شعار هستند.واقعا بايد جلو خودمونو بگيريم .به راحتي هر چيز خوبي كه يه مقدار برامون سختي داره كنار ميگزاريم.
بخشش،چشم پوشي و گذشت، در بيشتر موارد اختلافي بهترين و سريع ترين نتيجه رو ميده ولي كو كسي كه عمل كنه؟چيزي كه باعث ميشه همچين كاري كمي دور از ذهن به نظر بياد،اينه كه در اون لحظات قواعد منطقي كمتر در سير امور دخالت دارن و انتظار يك عكس العمل عاقلانه و از روي تفكر و تدبير از افراد نميره.حس حاكم بر شخص چيزي شبيه تلافي،انتقام و مقابله به مثل هست،چيزي كه با سايه انداختن بر تمام مناسبات احساسي پيشين شخص به نوعي اون رو از لحاظ سابقه عاطفي دز وضيت خلاء قرار ميدهد!
خوب ميدونيد توقع به كار بردن يه راه حل عاقلانه مثل گذشت رو فقط از كسي ميشه داشت كه بر شخصيت و رفتار خودش تسلط داشته باشه و كمتر تحت تاثير شرايط محيطي قرار بگيره.
خوب الان ببينيم كه دو طرف در همچين مواردي چي كار ميتونن انجام بدهند:
شخصي رو كه ميشه اسم مقصر بهش داد،اولين كاري كه ميتونه بكنه عذرخواهي است.چرا ما اينقدر آخه زورمون مياد كه معذرت خواهي كنيم؟در حالي كه مزاياي معذرت خواهي به موقع انقدر زياد هست كه توجيه بعضيا كه عذزخواهي رو خورد شدن شخصيتشون ميدونن به كلي رد ميكنه.مهمترين و اولين پيامي كه معذرت خواهي ميده اينه كه ميگه آقا جون اين كار اين رفتار اين حرف اين عقيده كه باعث اين مكافات شده،از شخصيت حقيقي من و حس واقعي من ريشه نميگيره و به عبارت ديگه يه جور ابراز برات از حالت بوجود آمده است.با اين كار حد اقل كمك بزرگي به حفظ وقار شخصيتي خود آدم ميشه و از طرف ديگه در آرام كردن جو متلاطم حاكم نقش بي نظيري داره!
(ادامه دارد)
| لینک | شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۱ - saleh |
در هزار توی روابط انسانها(۳)
پاتولوژي مشكلات ارتباطي!اگر به آسيب شناسي اين مشكلات بپردازيم شايد مسائل،بيشتر روشن بشوند.به اين كار توي پزشكي ميگن پاتولوژي،عمليتي كه طي اون به بررسي علل و عوامل بوجود آمدن يك ضايعه مي پردازند.
اصلا چرا يك بحث معمولي كه حالا به هر دليلي بوجود آمده،تبديل به يك مجادله سنگين با فشار زياد عصبي و احساسي ميشه؟قضيه اينه كه يكي از دو نفر يا هر دو نفر يه جاي كار ميزنن توي خاكي!
ما فرض ميكنيم يك مشكل بوجود آمده.يكي از طرفين مثلا باعث اين مشكل هست.چرا؟خوب اينجا شايد بايد اين تقسيم بندي روانجام داد كه اين مساله به عمد به وجود آمده يا فقط اشتباهي در كار بوده.البته اين تقسيم بندي معمول در اين مواقع هست.من هم براي كمك به درك بهتر به اين تقسيم بندي تن ميدم،البته اعتقادي به اين تقسيم بندي با اين مرز بنديها ندارم.در ادامه احتمالا دليلشو ميفهميد.
به هر حال اگه يك اشتباه بوده طرز برخورد طرف دوم مهم هست.مساله كه هميشه افرادي كه نقش نفر دوم رو دارن بايد در نظر داشته باشند اينه كه اين ديد رو در خودشون تقويت كنند كه ديگر در گذشته كاري نميشه كرد و هيچ چيز رو نميشه تغير داد.پس عاقلانه بايد با مساله كه در حال حاضر پيش رو دارند روبرو بشوند.
حالا به اين ميرسم كه اشتباه،به عمد رخ داده باشه.خوب پس مسلما هدفي داشته.اگر هدف قابل توجيه باشه كه هيچ.ولي ما فزض ميكنيم كه تمام شواه و دلايل،گواهي بر مقصر بودن طرف بدند و اون مسبب مطلق مشكل باشه.طوري كه اصلا وجودشو مساوي بدونيم با مشكل!مخصوصا اگر مشكل اون توي يه گوشه از اخلاقش باشه.خوب حالا چي؟
اشد مجازات رو پيشنهاد ميكنيد.نه؟
واقعا تلافي و مجازات و انتقام،كدام گوشه از شخصيت ماها رو ارضا ميكند؟ و باز هم تكرار همون جمله:
به چه قيمتي؟
(ادامه دارد)undefined
| لینک | پنجشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۱ - saleh |


